سعيد نفيسى

3

زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى )

آغاز سخن كتابى در احوال و آثار فريدالدين عطار نيشابورى كه در ديباچهء ديوان قصايد و غزليات او وعده كرده بودم همين است كه در اين صحايف به نظر خوانندگان گرامى مى رسد . زمينهء تحقيق در احوال وى تنگ بود ، مآخذى كه از سدهء نهم كهن تر باشد نيافتم و گويا چيزى هم بدست نيست . راه جستجوى آن چنان كه دلم مى خواست از هر سوى بسته بود . ناچار به همان آگاهى هاى ناقصى كه بدست بود بسنده كردم و آن چنان كه توانستم در روشن كردن مطلب و يافتن حقيقت كوشيدم و با آنكه مى دانم نتيجهء بسيار روشن و آشكارى نگرفته ام اميد است كه باز هم در اين راه گامى برداشته و با كسانى كه پس از من در اين زمينه خواهند كوشيد اندك دستيارى كرده باشم . هنگامى كه چاپ اين كتاب تمام شده بود متوجه شدم كه در كتاب روضات الجناب فى اوصاف مدينة الهرات تأليف معين الدين زمجى اسفزارى كه در سال 987 آن را به پايان رسانده است ترجمه اى از احوال عطار هست كه هنگام تدوين صحايف اين كتاب بدان برخورده بودم و وى در ضمن بحث از جغرافيا و تاريخ نيشابور چنين نوشته است : « ديگر از شرف و مزيت آن زمين بهشت آئين همين كافى است كه مرشدالابرار شيخ فريدالدين عطار قدس الله سره المبين از آنجا ظهور يافته و وى مريد شيخ مجدالدين بغدادى بوده است و در مقدمهء كتاب تذكرة الاولياء كه به شيخ فريدالدين عطار منسوب است آورده كه يك روز پيش